تبليغاتX
به سایت آموزشی ـ فرهنگی امیری خوش آمدید. - سخنی چند با شما عزیزان

به سایت آموزشی ـ فرهنگی امیری خوش آمدید.

با مهمترين عناوين آموزش و پرورش و استانداردترين س‍ؤالات دوره راهنمايي و دبيرستان،در خدمت شما هستیم.

سخنی چند با شما عزیزان

 

 

 

حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد.

 

در کشور سوئد شخصی از دنیا رفت ولی همه مردم جشن گرفتند

زیرا آن شخص آخرین فرد بی سواد آن کشور بود.

 

اینجانب علی امیری در سال 1378 بعنوان دبیر رسمی در وزارت آموزش و پرورش شهر تهران استخدام

گردیدم و در مدارس و آموزشگاههای مختلف تهران بعنوان دبیر عـربی به تدریس پرداختم.آشنایی با

آموزشگاههای فعال تهران،حتی روزهای تعطیل را هم از ما گرفت و از آن زمان بود که دوست داشتم

بهترین کادر آموزشی را از بین دبیران رسمی انتخاب کنم. اینک وقتی که شاگردهای قدیمی خود را

موفق و خوشحال می بینیم تمام این خستگی راه را به فراموشی می سپاریم. همیشه اعتقاد شدید بر

این داشتم که معلمی موفق است که با شاگردانش زندگی کند! گویا به اینگونه زندگی کردن عادت

کردیم!

هیچکدام از دروس آموزشی ما سخت نیستند و در واقع این ما هستیم که موضع مناسبی برای آن درس

را نداشته ایم بعنوان مثال نمی توان یک شخص را پیدا کرد که در طول تمام عمرش مادام  از درس

شیمی یا فیزیک متنفر باشد، مطمئناً تجربه نشان داده است که انسان بالاخره روزی را خواهد دید که به

سختی های روزگار خود می خندد. امروزه چند علت شایع بین دانش آموزان عزیز است که باعث می

شود به برخی از دروس خوش بین نباشند.

ـ نداشتن ارتباط صمیمی بین معلم و دانش آموز.

ـ نداشتن انگیزه از تحصیل و مهمتر از همه تعریف نکردن علل تدریس توسط معلم باعث مبهم ماندن

مفهوم درونی آن درس می شود و اینجاست که دانش آموز سعی می کند بجای یادگیری، آن درس را

حفظ می کند و دقیقاً اشتباه یک آموزش در همین جاست.

ـ فشارهای روحی که از طرف دیگران به دانش آموز.

ـ برخورداری از رفاه مالی بدون حساب و کتاب و یا فقر مالی دردسر ساز.

ـ برخورد غیر منطقی والدین با فرزندان در صورت مشاهده نمرات غیر قابل قبول در کارنامه.

ـ تعطیلی فراگیری علم و دانش در سه ماه تابستان و ...

           وزارت آموزش و پرورش اهداف بلند و مقدسی دارد اما به اعتقاد بنده اینک زمانی است که دیدگاه

آموزش و پرورش باید نوین گرا باشد. آموزش و پرورش باید به کیفیت آموزشی توجه خاص داشته

باشد.البته خیلی از بزرگواران ما در این وزارتخانه هنوز به کمیت آموزشی توجه می کنند و این امر یک

دید کلی را در پی دارد. بعنوان مثال به مدارس بازرسانی را می فرستند تا کم و کسری آموزشی را

فراهم کنند و یا اگر در آن مدرسه کسری معلم بچشم میخورد،معلم اعزام می کنند،تمام این عملکرد

خوب است اما کیفیت آموزش چیز دیگری است که به ظرافت و دقت عمل خاصی از سوی آموزش و

پرورش نیاز دارد. نمی دانم ما ایرانی ها کی و چه زمانی می توانیم در کارهای گروهی هم مثل کارهای

فردیمان،درخشش خود را به رخ جهانیان می کشیم؟!

            به هر حال پرورش و آموزش نیروی انسانی امر خطیری است که محتاج عملکرد واقع بینانه

دستاندرکاران آموزش و پرورش می باشد.

            عزیزان،تا زمانی که ما نوجوانی را می بینیم و به گذشته خود نظری می کنیم و می بینیم که ما

در سنّ آن نوجوان اینگونه ای که او هست،نبودیم و خیلی با اخلاق و منش پسندیده تری داشتیم،پس

چه برهانی از این بهتر که روند اخلاقی و تربیتی ما روز به روز پسرفت می کند!

            ما جوانانمان را باید برای درک بهتر زندگی آموش بدهیم نه برای دریافت مدرک! مدرک نمونه ی

امروز ما، برخورد شایسته و با ادب جوانان ماست که زیبنده آنان است. مدرک امروز ما، حسرت نخوردن

پدر و مادر به خطرناک بودن آینده فرزندانشان است. هنوز که هنوزه هدف از درس خواندن برای خیلی از

بچه ها نامفهوم است.خیلی اوقات در مدارس می بینیم که پدر و مادری صرفاً بخاطر بالا بردن نمره

درسی دانش آموز مکرراً به آموزشگاه مراجعه می کنند و خیلی وقتها فراموش میکنند که آیا فرزندشان به

حدی رسیده است بتواند روی پای خود بایستد؟!

به نظر شما این واقعیت مهم است یا مثلاً معدل بالای فرزندانمان؟

وقتی با بچه ها درباره آینده صحبت می کنیم یک مطلب را بدون استثناء همگی اقرار دارند و آنهم اینست

که هیچکدام از نوجوانان ما، قادر نیستند و نمی توانند یک زندگی را از صفر آغاز کنند،یعنی نوآوری و

نقطه شروع را ندارند.همیشه از جایی شروع می کنند که یک منبع مالی مانند پدر،مادر و یا اقوام وجود

داشته باشد یعنی این فکر مبداء فکر اقتصادی جوانان ماست!

            ما به هوش و استعداد عزیزان خود هدف ندادیم و خود را سرگرم کارهای روزانه کردیم در حالی

که می دانیم، افراد کم هوش با تلاش زیاد می توانند کمبود هوش را جبران کنند ولی افراد باهوش نمی

توانند کمبود تلاش را با هوش سرشار خود جبران کنند. ما تلاش را از فرزندان خود جدا کردیم و  گفتیم

بجای فرزندانمان تلاش را خود به دوش می کشیم.

 

ای کاش روزی بتوانیم عزیزانمان را برای زندگی آماده کنیم!

 

 

با تقدیم احترام

علی امیری

 

www.tehrantadris.com

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط تهران تدریس.کام  |